میرزا کوچکخان اسطوره ایستادگی نهضت جنگل
• آذر ۱۱م, ۱۳۸۷ • تعداد دفعات مشاده این خبر : 223 •
قدرت مبارزاتی میرزاکوچک خان جنگلی، ایمان به خدا و اتکا به مردم بود و شخصیتی در تاریخ معاصر است که همواره به عنوان یک الگو در مبارزات ضداستعماری شناخته میشود.
با وقوع انقلاب مشروطه در ایران، گیلان نیز از هیجانات آن بر کنار نماند و شهرهای بزرگ استان نظیر رشت، لاهیجان، انزلی و لنگرود در این نهضت اجتماعی از فعالان به شمار میرفتند.
پس از پذیرش مشروطه و فرمان تشکیل مجلس توسط مظفرالدین شاه بارقههای آزادی در کشور طنینانداز شد و با به توپ بستن مجلس توسط لیاخوف روسی و دوره استبداد کوچک در زمان محمدعلی میرزا، فعالیتهای گسترده سیاسی در گیلان صورت گرفت که با حمله سربازان روسی و اشغال شهر رشت در سال ۱۲۸۷ هجری قمری، این فعالیتها به اعتراض علیه دخالت بیگانگان انجامید.
در سال ۱۳۲۷ هجری قمری آقابالخان سردار افخم حاکم گیلان در حالی که با چند نفر از اعیان در باغ مدیریه رشت مشغول قمار بود، کشته شد و در این زمان تعداد زیادی از آزادیخواهان قفقازی به یاری مشروطهخواهان گیلانی آمده و در تداوم قیام مردمی مشارکت داشتند.
استبداد حاکم دیری نپایید و نیروهای شمال گیلان به فرماندهی محمد ولیخان تنکابنی که از دربار قاجار روی برگردانده بود، به فکر فتح تهران افتاد و این سپاه ابتدا قزوین را فتح و سپس با همراهی نیروهای جنوب که سردار اسعد بختیاری آنان را هدایت میکرد، در روز ۱۹ تیر ۱۳۲۷ هجری قمری به تهران رسید و پس از سه روز نبرد پراکنده، تهران را فتح کرد.
در وقایع سالهای بعد از انقلاب مشروطیت، اولتیماتوم دولت روس برای خروج مورگان شوستر آمریکایی از ایران صورت گرفت که مردم گیلان در این زمینه نقش اساسی ایفا کردند.
پیامد این مبارزات، شکنجه، تبعید و قتل بسیاری از آزادیخواهان گیلانی بود ولی صدای آزادیخواهی مردم هرگز خاموش نشد.
از دل این حوادث مردی روحانی که داعیه استقلال و سربلندی ایران را داشت، بیرون آمد و علم مخالفت با بیگانگان را برافراشت.
یونس معروف به میرزاکوچک خان در سال ۱۲۹۸ هجری قمری در محله استادسرای رشت به دنیا آمد و تا سال ۱۳۱۲ هجری قمری در مدرسه حاجی حسن صالحآباد رشت به تحصیل پرداخت و سپس برای تحصیلات خود به تهران رفت و در مدرسه محمودیه مشغول تحصیل در علوم دینی شد.
میرزاکوچک در سال ۱۳۲۴ هجری قمری پس از تحصن مردم در عبدالعظیم حسنی، فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد و در رشت انجمن مجمع روحانیون را تشکیل داد و پس از به توپ بستن مجلس و انحلال آن، وی به تفلیس رفت و با مهاجران و آزادیخواهان آنجا مراوده داشت.
میرزا پس از بازگشت به گیلان فعالیتهای خود را از سر گرفت و به هنگام حمله نیروهای شمال برای فتح تهران، شرکت داشت.
زمانی که محمدعلی شاه برای براندازی بساط مجاهدان در ترکمنصحرا مشغول جمعآوری قوا بود، میرزا همراه آزادیخواهان به “گمش تپه” رفت و در نبردی که در بندر گز اتفاق افتاد از ناحیه سینه و دست راست به صورت خطرناکی مجروح شد و در کنسولگری روسها تحت مداوا قرار گرفت و در همان مکان پیشنهاد مساعدت با محمدعلی شاه را رد کرد.
میرزا را با کشتی قارص به بادکوبه انتقال دادند و قرار بود میرزا به فرمان محمدعلی شاه در بین راه طعمه ماهیان دریا شود که کاپیتان کشتی از این عمل ناجوانمردانه شانه خالی کرد.
وی پس از معالجه به گیلان بازگشت و در رشت به علت فعالیتهای انقلابی، توسط کنسول روس اخراج و به تهران تبعید شد.
میرزاکوچک در بازگشت مجدد به تهران در سال ۱۲۹۳ هجری قمری اسلحه تهیه کرد و در جنگل تولم صومعهسرا، نهضت خود را آغاز کرد.
وی لشکر ضرغامالسلطنه حاکم فومنات و تالش و نیز قوای روس را در منطقه مالکوان شکست داد که این امر باعث ایجاد وحشت در اردوی مستبدان حاکم شد و مردم گیلان را در یاری دادن به میرزا ثابتقدم کرد.
پس از آنکه نیروی روسی به رهبری افسینکوف از چند طرف میرزا را در ماسوله به محاصره کشاند، نیروهای زیادی از جنگلیان در جنگ کشته شدند و بقیه نیروها در جنگلها و غار پناه گرفتند.
نیروی جنگل پس از تجدید قوا، برای تنظیم امور مالی، داخلی و لشکری، کمیتههایی را تشکیل داد و وظایف بین سران جنگل تقسیم شد.
خروج روسها پس از انقلاب بلشویکی و در جنگ جهانی اول ابتدا موجب نفوذ انگلیسیها در شمال ایران شد و نبردهای پراکنده با انگلیسیها که ارتش مجهزی به گیلان اعزام کرده بودند، نیروهای جنگل را مجبور به مصالحه با قشون انگلیس در سال ۱۳۳۶ هجری قمری کرد.
با جدایی احمد کسمایی از جنگلیها و مصالحه او با قوای دولتی، نیروهای جنگل به شرق گیلان و جنگلهای لنگرود، رودسر و تنکابن رفتند و دکتر حشمت و تعداد زیادی از نیروهای جنگل که به سوگند قرآن دولتیها اعتماد کرده بودند، تسلیم قوای دولتی شدند.
دکتر حشمت در ۱۴ اردیبهشت سال ۱۳۳۷ هجری قمری در زمان حکومت تیمور تاش در گیلان، به دار آویخته شد و پس از تحمل این صدمات میرزا به گیلان بازگشت و توافقی بین دولتیها و جنگلیها پدید آمد.
در ۱۶ رمضان سال ۱۳۳۸ هجری قمری به دنبال مذاکرات میرزا با روسها و در پی خروج انگلیسها از گیلان، رشت توسط جنگلیها فتح شد که با روشن شدن مقاصد نهایی روس و اختلافات درونی میان آنها و خیانت، کودتای سرخ علیه میرزا به نتیجه رسید و نیروهای میرزا به نقاط جنگلی فومن پناه بردند.
با آمدن حیدرخان عمو اوغلی، بین سران انقلاب، جنگل و انقلابیون وابسته به روس آشتی برقرار شد اما از طرف دیگر توافقات پنهانی روسیه و انگلیس، اختلافات داخلی نیروهای جنگل را عمیقتر کرد.
با حضور نیروهای قزاق دولتی به رهبری رضاخان، براندازی نهضت جنگل با شدت بیشتری تعقیب شد و میرزاکوچک در آخرین روزهای زندگی پس از پراکندگی یاران و دستگیری آنان توسط قوای دولتی قصد رفتن به خلخال را داشت ولی معینالرعایا راهنمای میرزا او را تنها گذاشت و پس از تامین جانی خود را تسلیم سردار سپه کرد.
میرزا و تنها یار او “اوگائوک” آلمانی راه خود را ادامه دادند ولی در سرمای شدید و برف و کولاک گرفتار شدند و از پای در آمدند.
پیکر آنان به روستای خانقاه انتقال داده شد اما سالار شجاع از تدفین آنها ممانعت کرد و رضا اسکستانی به فرمان وی سر مبارز بزرگ گیلان زمین میرزاکوچک خان را از بدن جدا کرد.
خالو قربان سر میرزا را به عنوان تحفه به تهران نزد سردار سپه برد و به دستور سردار سپه این سر در گورستان حسنآباد دفن شد و بعدها توسط یکی از یاران میرزا سر او به محله سلیمانداراب رشت منتقل و دفن شد.
در شهریور سال ۱۳۲۰ هجری شمسی جسد بیسر میرزا از خانقاه به رشت انتقال یافت و در جوار سر او دفن شد.
با شهادت میرزاکوچک، نهضت جنگل که سالها نور امید برای رهایی از سلطه بیگانگان را شعلهور ساخته بود، به شکست انجامید ولی خاطره میرزا و مبارزات او در تاریخ ایران پاینده ماند.
خاطره رامردی که گامهای بلندی در عرصه آزادگی برداشت و در تاریخ جاودانه شد به طوری که در ۱۱ آذر جاری و فرا رسیدن هشتاد و هفتمین سالگرد شهادت سردار بزرگ جنگل، نام او به عنوان یک شخصیت ملی و مبارز جهان اسلام میدرخشد.



(+1 rating, 1 votes)